محمود ساده و صمیمی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٩ 

 

محمود انسانی‌ ساده و صمیمی است، روایت او از آزادی در ایران اصلا پیچیده نیست، حدیث نفسی ساده است که در قالب آن جمله ی کلی‌ ریخته شده. بنابراین، وقتی‌ می‌گوید در ایران آزادی نزدیک به مطلق است، به صورت خیلی‌ ساده منظورش این است که «آقا جون! ۵ ساله که تو این مملکت هر کاری خواستم کردم و هیچ کس‌ و هیچ چیز‌ جلودارم نبود و نیست و ظاهرا نخواهد بود، سرم هم به هیچ سنگی‌ نخورد. در این پنج سال طعم شیرین آزادی مطلق رو حس کردم- چیزی که رئیس جمهور‌ کشور‌های دیگر در خواب هم نمی بینند-. پس حق دارم بگویم تو ایران آزادی (نزدیک به) مطلق داریم!»‎

 


 
جابجایی در قدرت
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٩ 


نظامها ممکن است به چند شیوه از هم بپاشند ( نظامهای خودکامه و دیکتاتوری ) یکی از روشها آن این است که اعتقادات و عادتهای روحی خاصی که رژیم بر آنها استوار است جای خود را به شکاکیت بدهند بدین معنی که باورها و اصولی که مردم نظام را بر اساس آن قبول دارند جای خود را به هر علتی به باورهای دیگری بدهند . مردم باورها و اعتقاداتشان  را تغییر نمیدهند مگر آنکه اعتقاد بهتری و مدرنتری را جایگزین آن سازند بناربراین از دست رفتن و شکاکیت به هر اعتقادی به معنای بد و هرزه انگاشتن  آن است .

در سرآغاز جمهوری اسلامی مردم با توجه به اینکه هیچگونه آشنایی با نظام اسلامی ولایت فقیه نداشتند ، فقط بر اساس  پیامهای به ظاهرنسبتاً زیبای آقای خمینی (عدالت و برابری ، ارزانی ، مبارزه با فساد ، آزادی اجتماعی ، آزادی های سیاسی و ...) ، برای اعتقادات پیشین  جایگزین پیدا کردند . 

عدم تحقق شعارها و اصولی که حکومت ولایت فقیه بر آنها بنا نهاده شده بود در کمترین زمان ممکن باورهای مردم را دگر بار تغییر داد ، اما با یک تفاوت اساسی . در زمان سابق باورهای اکثریتی از جامعه به ناگاه تحت تاثیر شعار های عوام فریب همه به یکسو تغییر کرد لذا خروشی عظیم به نام انقلاب را  به دنبال داشت که  بیشتر یک شورش و بی قانونی قلمداد میشود . و در اثبات آن همین بس که به سر انجام مطلوب نرسیده و راهش کاملا عوض شده ، و حتی فرزندان انقلابی خود  را قربانی کرده و امروز بر خلاف اصولی عمل میکند که در ابتدا بر آن بنا نهاده شده بود .

تفاوت بزرگ کنونی در یک  جریان آرام و شاید پنهان مانده از چشم مردمان است . این بار مردم خود باورهایشان را بر میگزینند و بر آنها تحمیل نمیشود . اگر چه در مقابل این تغییرات  حکومت  سرسختانه مقاومت میکند و حتی از قدرت برهنه خود استفاده میکند اما سیل خروشانی در راه است که هر آنچه را که در برابر آن قرار گیرد با خود خواهد برد .

اگر این سیل نیرومند را کسی به درستی راهبری کند میتواند بسیار آبادگر باشد و به کمال مطلوب رسد اما اگر سیل بی هدف باشد جز ویرانی چیزی به بار نخواهد آورد . درست مانند سیل مردم بی هدفی که 30 سال پیش نادانسته وارد خیابانهای ایران شدند و همه چیز را به کام نابودی کشاندند و امروز شاهد آن هستیم .

 


 
آیا تبلیغات های سیاسی قابل باورند ؟
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٩ 

Advertising

Advertising has become a very specialised Activity in modern times . In the business world of today , supply is usually greater than demand . There is great comptition between different  manufacturers of the some kind of  product  to persuade costomers to buy  their own particular brand .they always have to remind the custumer of the name and the qualities of their product .

We buy a particular product because we think that is the best . we usually think so, because of the advertisments that say so .

Same people never pause to ask themsalves if the advertisments are telling the truth .

What do you think about advertisments ?are they telling truth

and what do you think about political advertising ?


کلمات کلیدی: تبلیغات ، سیاسی
 
تک همسری و چندگانی
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٩ 

 

تک همسری و چند همسری

زنان در سرزمینهای گرمسیری در هشت ، نه ، و یا ده سالگی بررای زناشویی آمادگی دارند ... در بیست سالگی پیر و شکسته میشوند . از این روی ، خرد آنان همراه زیباییشان رشد نمی کند . هنگامی که زیبایی عالمی را در فرمان خود میخواهد ، نقصان خرد دعوی او را محال میسازد ، و چون خرد حاصل شد ، دیگر از زیبایی اثری نمانده است از این روست که این زنان باید در حالتی از وابستگی باشند ، زیرا خرد نمیتواند در دورۀ پیری آن سلطه ای را فراهم سازد که جوانی و زیبایی نتوانستند آن را فراهم آورند . بنابراین بسیار طبیعی است که در این سرزمینها ، وقتی که قانون مخالفتی ندارد ، یک مرد همسرش را به قصد گرفتن همسری دیگر ترک گوید و رسم چندگانی متداول شود . در اقلیمهای ملایم ، که زیبایی و فریبندگی زنان پایدارتر است ، زنان دیرتر به سن بلوغ می رسند ، دیرتر فرزند میزایند ، و همراه شوهرانشان به سنین پیری گام می نهند . و چون هنگام زناشویی ( از زنان همسال خود در سرزمینهای گرمسیری ) خردمند تر و دانشمندترند .... باید با مردان برابر باشند ؛ و این برابری تکگانی را در این سرزمینها قانونی میسازد ... به همین دلیل است که اسلام با تجویز چند گانی توانسته تا حدودی در خاورمیانه و آفریقا پیشرفت کند و پیشرفت آن در قسمتهایی از آسیا و کل قاره اروپا به مشکلاتی بر خورده است .

علاوه بر تاثیر بلوغ زود رس بر مساله چند همسری سطح فکر و دانش و آزاد اندیشی را نیز باید ضمیمه کرد . اعراب خصوصاً پس از اسلام بسیار جزم اندیش و کوته فکر بوده اند و تمامی هم و غم آنان به مانند دوران پیش از اسلام زن ، شراب و شعر ، شمشیر و اسب  بوده و بعد از اسلام شراب و شعر به غذا تغییر پیدا کرد . برای عرب زن وسیله ای بیش نیست و اسلام نیز در این راه کم دریغ نکرده و زن را به تمامی شیوه های ممکن مورد ظلم قرار داده به گونه ای که در قرآن کتاب مهم و اصلی مسلمانان تاکید شده که زن را از دنده مرد خلق کرده اند ، زن را برای رفع تنهایی مرد آفریده اند ، زن ناقص العقل است ، زن حتی در تقسیم ارث نصف یک مرد است ، در دیه نیز دیه زن نصف مرد است ، شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد است ، زن حتی حق ندارد در تنهایی آزادانه با خدا صحبت کند و عبادت نماید بلکه باید خود را از خدا نیز بپوشاند .

بعد از حمله اعراب به جهان و مدنیت ، خلق و خوی وحشیگری را به مستعمره هایشان تحمیل کردند از آن جمله نوع تفکری بود که در مورد زن در بین شان رواج داشت .

امروز بعد از  1400 سال از آن دوران مردم با وجود یوغ حکومت و دولت دینی در حال گذار به سوی فرهنگ اصیل  خود هستند . فرهنگی که در آن مردان خواهان برابری حقوق زنان هستند ، مردانی گریزان از پدیده شوم چندگانی .

 


 
دموکراسی و قانون
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٩ 

 

دموکراسی و قانون

دشمنان دموکراسی در هر کسوت و مقامی میخواهند این موهوم را به مردم القا کنند که دموکراسی بی قانونی و معادل هرج و مرج است .

حال آنکه دموکراسی عین قانون است . دموکراسی تضمین اجـــرای عادلانۀ قانون اساسی در مورد تک تک  اعضای اجتماع است  ، بدون دموکراسی رسیدن به عدالت بعید به نظر میرسد .

در سایۀ قانون اساسی پیشرفتۀ انگلستان ، مردم از حقوق طبیعی ، که تقریباً همۀ حکومت های فردی از مردم گرفته اند ، برخوردارند . این حقوق عبارتند از ،آزادی کامل انسان و دارایی او ، آزادی نشریات ، حق دادرسی در دعواهای جنایی در حضور هیئت منصفۀ متشکل از افراد آزاد ، حق دادرسی در حدود نص صریح قانون ، و حق ابراز هر عقیدۀ دینی بدون ترس از آزار و شکنجه . قانون انگلستان مقامات انتظامی را از بازداشت متهم ، قبل از رسیدگی به اتهام او ، بازمیدارد و دادگاهها را ملزم میسازد که در حضور هیئت منصفه به اتهام رسیدگی کنند .

ملت انگلستان توانسته اند با ایستادگی در برابر شاهان اختیارات آنان را تعدیل کنند... و سر انجام دولت خردمندی به وجود آورند که دست شاه را برای نیکوکاری باز گذارد و از بدکاری کوتاه سازد .

مردم انگلستان بیگمان آزادی را به بهای گزافی خریده اند ؛ و بت استبداد را در دریای خون غوطه ور ساخته اند .  

 


 
دموکراسی و قانون
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٩ 

 

دموکراسی و قانون

دشمنان دموکراسی در هر کسوت و مقامی میخواهند این موهوم را به مردم القا کنند که دموکراسی بی قانونی و معادل هرج و مرج است .

حال آنکه دموکراسی عین قانون است . دموکراسی تضمین اجـــرای عادلانۀ قانون اساسی در مورد تک تک  اعضای اجتماع است  ، بدون دموکراسی رسیدن به عدالت بعید به نظر میرسد .

در سایۀ قانون اساسی پیشرفتۀ انگلستان ، مردم از حقوق طبیعی ، که تقریباً همۀ حکومت های فردی از مردم گرفته اند ، برخوردارند . این حقوق عبارتند از ،آزادی کامل انسان و دارایی او ، آزادی نشریات ، حق دادرسی در دعواهای جنایی در حضور هیئت منصفۀ متشکل از افراد آزاد ، حق دادرسی در حدود نص صریح قانون ، و حق ابراز هر عقیدۀ دینی بدون ترس از آزار و شکنجه . قانون انگلستان مقامات انتظامی را از بازداشت متهم ، قبل از رسیدگی به اتهام او ، بازمیدارد و دادگاهها را ملزم میسازد که در حضور هیئت منصفه به اتهام رسیدگی کنند .

ملت انگلستان توانسته اند با ایستادگی در برابر شاهان اختیارات آنان را تعدیل کنند... و سر انجام دولت خردمندی به وجود آورند که دست شاه را برای نیکوکاری باز گذارد و از بدکاری کوتاه سازد .

مردم انگلستان بیگمان آزادی را به بهای گزافی خریده اند ؛ و بت استبداد را در دریای خون غوطه ور ساخته اند .  

 


 
روحانیت
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٩ 


روحانیان همواره  جویای زر و زور بوده اند . از چه راهی میتوانستند به مقصود رسند ؟  با فروش ترس و امید .

این عمده فروشان بر آن باور بوده اند که فروش این کالاها را مطمئن و پر سود سازند  ... . قدرت روحانیان بر زود باوری ابلهانه و موهوم پرستی مردم  باز بسته  است . مردم آگاه برای آنان سودی ندارند ؛ مردم هر چه کمتر بدانند از آنان بیشتر فرمان خواهند برد ... روحانیان در همه ادیان میکوشند حس کنجکاوی مردم را خفه کنند ، و مردم را از تحقیق در احکام جزمی ، که بیهودگی آنها را از کسی پنهان نمیتوان داشت ، باز دارند ... انسان نادان آفریده شده اما ابله خلق نشده است ؛ با تلاش بسیار است که او را ابله میکنند . برای آنکه انسان ابله شود و روشنایی طبیعی را که در درون اوست خاموش سازند ، کاردانی بسیار لازم است . باید اندیشه های نادرست را یکی پس از دیگری در ذهن او جایگزین ساخت  .   ... کاری نیست که روحانیان با همدستی موهومات از عهدهء آن برنیایند . از این راه با تزریق موهومات ، آنان قدرت تشخیص را از مردم میگیرند ، مردم را به انقیاد و فرمانبرداری وا میدارند ، آنان را تابع قدرتی میسازند که مافوق قدرت قانون است ، و سر انجام  ابتدایی ترین  اصول اخلاقی  را از میان بر میدارند  .

انسانها در برابر قانون اقدام به تجزیه و تحلیل ذهنی میکنند و هر گاه آنرا به نفع خود نبینند ، آشکارا و یا پنهانی دست به نقض قوانین میزنند و از این بابت چه بسا بسیار خرسند هم باشند مخصوصاً این امر در دولت ها و حکومت های غیر مردمی به وضوح به چشم میخورد ، اما تخدیر دین چنان است که انسان را مسخ میسازد و بر سرش آنچنان بلایی می آورد که قدرت تحلیل مسایل را از او میگیرد ، گاه میدانند که امری درست نیست اما قادر به بیان آن نسیت و سکوت را بر میگزیند ، در برابر قوانین شرع آنچنان دست و پا بسته است که جرات تفکر و تعقل در امورات را ندارد و اگر زمانی  دست به این امر بزند با بهانه های موهوم در توجیه آن میکوشد تا خود را راضی کند ، قدرت تخدیر دین آنگونه است که انسان را به اطاعت بی چون چرا وا میدارد به گونه ای که در تنهایی مطلق نیز سعی در رعایت شعایر دینی دارد و اگر بر خلاف شرع عمل کند آنچنان دچار ناراحتی درونی و احساس گناه میشود که سعی در جبران آن دارد تا بتواند این ناراحتی را فرونشاند .



 
لذت مطالعه
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳۸٩ 

 

لذت مطالعه کردن را زمانی یافتم که از محیط مدرسه خارج شدم . هر چند که در دوران مدرسه هم به مطالعه بعضی از دروس واقعاً علاقه داشتم ، اگرچه این علاقه در هر دوره ای دستخوش تغیرات میشد اما با وجود همه مشکلات ماند و امروز هم کماکان باقی است  .

از همان ابتدا به شیمی و زبان علاقه داشتم  مخصوصاً در دوره  ای که دبیر شمیمان آقای شهنازی بود در این درس بسیار موفق بودم ، برعکس زمانی که آقای ناجدی دبیر شیمیمان بود در این درس افت شدیدی کردم ، از شانس خوب بعد از او باز هم کلاسهای شیمیمان با آقای شهنازی بود . زبان هم دقیقاً همین حکم را برایم داشت در دوره پیش دانشگاهی وقتی که اقای اسراری دبیر زبانمان بود در این درس افت باور نکردنی داشتم بگونه ای که علاقه ام را به آن بکلی از دست دادم .

در دوران دانشگاه این علاقه ها باز گشت بگونه ای که در بیوشیمی کسی بهتر از من نبود بسیار از اوقات  اشکالات و اشتباه های استاد را به او یاد آور میشدم ، استادی که هیچ وقت لبخند از رو لبانش نمیرفت حدوداً هشت سال از ما بزرگتر بود اما درست مثل دوست بود .

از دوران  دانشگاه به مطالعه هم علاقه مند شدم و شکر خدا امروز هم همان علاقه هست و هر روز حتماً چند صفحه ای مطالعه میکنم . حتی در دوران سربازی هیچ وقت کتاب را کنار نگذاشتم .

این علاقه میتوانست از همان ابتدای دوران مدرسه بوجود بیاید اما به گمانم شیوه  نادرست برخورد معلمها عامل اصلی گریز بسیاری از دانش آموزان از مدرسه ، کتاب و مطالعه است .

 

 


کلمات کلیدی: شیمی ، بیوشیمی ، دانشگاه ، مطالعه
 
دیوان حافظ
ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٩ 

 

علاقه ای کمابیش به اشعار حافظ سبب شد تا مرداد ماه 83 یک جلد جیبی آنرا خریداری کنم تا مونس تنهایم باشد در دوران سربازی .

چون استوار وظیفه بهداری بودم و در بخش اداری آن خدمت میکردم اغلب از ساعت 2 ب.ظ  تا 6 صبح بیکار بودم و این اوقات بیکاری به سختی میگذشت پس تصمیم گرفتم تا این اوقات را به مطالعه بگذرانم .

اویل حتی خواندن صحیح اشعار برایم سخت مینمود اما بعد از مدتی علاوه بر آنکه به روانی و با آهنگ صحیح میتوانستم بخوانم همزمان با خواندن ، معنای آنها را هم درک میکردم  شاید علتش این بود که اشعار را به ترتیب میخواندم و هیچ کدام را رد نمیکردم و گاه یک غزل را چند بار میخواندم سپس سراغ غزل دیگری میرفتم .

امروز حدود 6 سال از آن روزها میگذرد و من هنوز آن قطع جیبی را دارم ، آنرا روی میزم کنار کامپیوتر گذاشته ام و کمتر روزیست که حداقل یک غزل از آنرا نخوانم .

غزلیات حافظ آنچنان برایم لذت بخش است که گاه در مسافرت هم این کتاب را همراه خود میبرم  .

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد            ساحت کون مکان عرصه میدان تو باد

زلف خاتون ضفر شیفته پرچم توست               دیدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد

ای که انشای عطارد صفت شوکت توست         عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد

طیرهء جلوهء طوبی قد چون یرو تو شد           غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد

نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد                هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد

حافظ خسته به اخلاص ثنا خوان تو شد            لطف عام تو شفا بخش ثنا خوان تو باد

 

ای دل بکوی عشق گذاری نمی کنی     اسباب جمع داری و کاری نمی کنی

چوگان کام در کف و گویی نمی زنی     بازی چنین به دست و شکاری نمی کنی

این خون که موج می زند اندر جگر تو را     در کار رنگ و بوی نگاری نمی کنی

مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا     بر خاک کوی دوست گذاری نمی کنی

ترسم که از این چمن نبری آستین گل     کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی

در آستین کام تو صد نافه مدرج است     وان را فدای طرهء یاری نمی کنی

ساغر لطیف و پر می و می افکنی به خاک     و اندیشه از بلای خماری نمی کنی

حافظ برو که بندگی بارگاه دوست    گر جمله می کنند تو باری نمی کنی

 

 


کلمات کلیدی: غزلیات حافظ ، حافظ ، سرباز
 
شکل گیری پارادایم
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٧ 

چگونه یك پارادایم شكل می گیرد؟

گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. در وسط قفس یك نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند.

هر زمانی كه میمونی بالای نردبان می‌رفت دانشمندان بر روی سایر میمون‌ها آب سرد می‌پاشیدند.

پس از مدتی، هر وقت كه میمونی بالای نردبان می‌رفت سایرین او را كتك می‌زدند.

پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علی‌رغم وسوسه‌ای كه داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمی‌داد.


دانشمندان تصمیم گرفتند كه یكی از میمون‌ها را جایگزین كنند.

اولین كاری كه این میمون جدید انجام داد این بود كه بالای نردبان برود كه بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار كتك خوردن میمون جدید با این كه نمی‌دانست چرا؟ اما یاد گرفت كه بالای نردبان نرود.

میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تكرار شد.
سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (كتك خوردن) تكرار گردید. به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی كه باقی مانده بود گروهی متشكل از 5 میمون جدید بود كه با اینكه هیچ‌گاه آب سردی بر روی آن‌ها پاشیده نشده بود، میمونی كه بالای نردبان می‌رفت را كتك می‌زدند.

اگر امكان داشت كه از میمون‌ها بپرسند كه چرا میمونی كه بالای نردبان می‌رود را كتك می‌زنند شرط خواهیم بست كه جواب آن‌ها این خواهد بود :
" من نمی‌دانم، این اتفاقی‌ است كه اطرافمان می‌ افتد! "
این جواب به نظر شما در جامعه امروزی ما آشنا نمی‌آید ؟ !
فرصت ارسال این را برای اطرافیانتان از دست ندهید ! چون این امكان می رود كه بعد از مطالعه این متن از خودشان بپرسند كه : چرا ما گاهی اوقات كارهایی را كه دیگران انجام می‌دهند كوركورانه ادامه داده و پیروی می كنیم و غافلیم از اینكه دلیل انجام آن كار را عاقلانه و با استدلال صحیح پی گیری كنیم

کلمات کلیدی: